رد پای عشق
این دٌردانهً عالی، چکیدهی دست علی (ع )
سپرده بود، گوش و هوش به خالق هستی.
وه که چه بیقرار میپیمود راه
خیره به سرمنزل بود، آن بلده راه.
آن سو را دیده و در این سو
گام برمفتخر زمین میگذاشت.
تشنه لب بود، امّا!
سیراب زعشق معشوق.
ثانیهها برمیشمرد تا که
دهد همچو پدر سر را به کوی " او".
یارانش،
همراهانش،
هم دلانش،
نفس بریده چشم به حسین(ع) داشتند و
گوش به فرمان " او " بودند.
اذن الله میطلبید ، این شاه شهادت،
تا به اسم الله سر را به بارگاه " سّر"،
پیشکش پادشاه عالمیان کند
و شهد جانش را نثار بهشتی کند که
با چشم " دل" می دید.
نینوا، بهشتی بود که آن یکدانه عالم،
در آن رسالتش را سربلند امّا بی سر،
به آنجام میرساند.
پس
آنچنان سبک بار وآنچنان بیتاب بال
آهنگ پرواز کرده به سوی یار.
وای من
فرمانش آمد ز عالم بالا که:
" پذیرفتم پیشکشت را و به پیشم آ "
آنچه باید میداد را داد
وآنچه را باید که میبٌرد،
با خود همراه ساخت و
فرمان گرفته ز بالا را بر زبان جاری ساخت
و ...
متولد شد دوباره در" ملکوت الهی" و
ردّ پای خود را چنان استوار
بر" دل " زمینیان نقش زد.
سکوت
سنگین و پرهیاهو
صف می آراست
گلوی شورشی تو!
در خط مقدم فریاد
بر یال ذوالجناح باد
دستی دوباره می کشید
و زیر تابش خورشید آه از نهاد علقمه بر می خاست!
سکوت
سنگین و پر هیاهو
در هم می شکست
گلوی شورشی تو
بر یال ذوالجناح باد
شتک می زد!
علقمه سرخ و سیراب
در زیر زانوان تو می غلتید
و خورشید
بر کوهان کوههای برهنه به اسارت می رفت . . .
×
×
×
×
×
×
×
× هوالعشق
× بسم رب الحسین
× عزاداری مردم در تکایا
× عکس های برتر
× عکس هایی از خردسالان که به عشق حضرت علی اصغر (ع) سیاه پوش شده اند
× عکس هایی از روز نخل و طوق برداری در شاهرود
× عکس هایی از عزاداری مردم شاهرود در روز یازدهم
× عکس هایی از پرچم گنبد قمر بنی هاشم (ع)
× شهادت سید الشهدا
× قطعه ای از زیارت عاشورا
× منتظر محرم سید الشهدا
×

